رسوایی...

دلهره می گیرم از این حال تنهایی

خسته ام از رفتنت ,اینکه نمی آیی



روزهای خیس باران بودنم را هیچ

ترسم از احوال این طوفان رسوایی

شعر از: داریوش متقی

/ 0 نظر / 5 بازدید