تنهایی

من از سایه خویش تنهاترم

پریشان تر از باد و حاکسترم

تمنای پروازی از خویشتن

گره خورده در انتهای پرم

به اندازه حجم دلتنگی ست

خیالی که در ذهن می پرورم

چراغ فرومرده ای بیش نیست

نگاهی که تا چشم می آورم

ولی باز هم تاول شعله ای

نفس می کشد زیر خاکسترم

 

عبدالجبار کاکایی

/ 0 نظر / 5 بازدید